یکی از مسائلی که در قرآن مجید بیشتر مورد تأکید قرار گرفته است خبیر و بصیر بودن خداوند است. بر اساس آموزه‌های قرآن کریم و عقاید کلامی شیعه، خداوند خبیر (آگاه به باطن امور) و بصیر (دارای بینایی کامل و احاطه بر همه چیز) است. در واقع، این دو صفت از صفات کمالی خداوند هستند که بر علم مطلق او دلالت دارند.

خبیر به معنای دانا به جزئیات دقیق، باطن امور و حقایق پنهان است که با علیم فرق دارد؛ علیم به معنای دانستن کلیات و حقایق است در حالی که خبیر مرتبه‌ای فراتر از آن است؛ یعنی دانایی به آنچه در لایه‌های زیرین و پنهان است. صفت خبیر بارها در کنار صفت علیم آمده است تا بر احاطه کامل خداوند تأکید کند. برای مثال: «…وَاللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ؛... و خداوند به آنچه انجام می‌دهید، کاملاً آگاه و خبیر است.» یعنی علم خداوند تنها به ظاهر نیست، بلکه به نیت‌ها، پیچیدگی‌های درونی قلب‌ها و کوچک‌ترین تغییرات در هستی نیز آگاه است.

بصیر به معنای بینایی که بر همه چیز احاطه ادارد. بدیهی است این صفت در مورد خداوند، به معنای بینایی فیزیکی (که نیاز به اندام و نور دارد) نیست، بلکه به معنای احاطه علمی و رؤیت حقیقت است. یعنی هیچ پدیده‌ای از دیدگاه خداوند پنهان نمی‌ماند. خداوند در بسیاری از آیات خود را «بصیر» می‌نامد، مثلاً:«...إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ؛ قطعا خدا نسبت به بندگانش آگاه بيناست.»

بصیرت خداوند به این معناست که او همزمان شاهد تمام هستی است؛ از حرکت اتم‌ها تا پیچیدگی‌ترین افکار انسانی، بدون اینکه فاصله یا حجابی میان او و مخلوقات باشد.

اگر بخواهیم از منظر اخلاقی و عرفانی به این دو صفت نگاه کنیم ایمان به اینکه خداوند خبیر است، باعث می‌شود انسان نه تنها به اعمال ظاهری، بلکه به اخلاق باطنی و نیات خود نیز دقت کند، چرا که می‌داند خداوند از باطن او نیز آگاه است و ایمان به بصیر بودن خداوند، به انسان آرامش می‌دهد؛ زیرا می‌داند که خداوند از تمام رنج‌ها، مظالم و نیت‌های خیر پنهان، آگاه است و هیچ چیز از نظر او دور نمی‌ماند.

مخلص کلام اینکه خداوند هم علیم است (دانای حقایق)، هم خبیر است (آگاه به جزئیات و باطن) و هم بصیر است (دارای احاطه و بینایی بر کل هستی) نمی شود بر سر او کلاه گذاشت مواظب رفتار، گفتار، حرکات و سکنات خود باشیم.